بحث هیئتامنایی شدن موزهها، بناها و مجموعههای تاریخی را میتوان فرصتی برای بازاندیشی در نظام حکمرانی میراث فرهنگی ایران دانست؛ فرصتی که در صورت طراحی دقیق، میتواند به افزایش کارآمدی، تنوعبخشی به منابع، مشارکت ذینفعان و تقویت پاسخگویی مدیریتی منجر شود. با این حال، در مورد مجموعههایی که در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیدهاند، یک ملاحظه اساسی باید از ابتدا در طراحی این الگو مورد توجه قرار گیرد: تغییر ساختار مدیریت نباید موجب گسست میان حکمرانی مجموعه و الزامات حفاظت از ارزشهای برجسته جهانی آن شود.
در ادبیات حفاظت میراث فرهنگی، این موضوع سابقهای طولانی دارد. منشور اروپایی میراث معماری ۱۹۷۵ و اعلامیه آمستردام در همان سال، با طرح مفهوم حفاظت یکپارچه (Integrated Conservation)، نگاه به حفاظت را از مداخله صرفاً کالبدی فراتر بردند و بر ضرورت پیوند حفاظت با برنامهریزی، ساختارهای اداری، سازوکارهای مالی و زندگی اجتماعی تأکید کردند. در این رویکرد، حفاظت نه یک فعالیت حاشیهای در کنار مدیریت، بلکه بخشی از فرایند تصمیمگیری و حکمرانی است.
از این منظر، افزایش استقلال مدیریتی مجموعههای تاریخی، در صورتی میتواند به حفاظت بهتر منجر شود که اختیار و مسئولیت حفاظتی همزمان و متناسب با یکدیگر تعریف شوند. استقلال مالی یا اجرایی، اگر بدون تعیین دقیق حدود مداخلات، سازوکارهای نظارت تخصصی، نظام مستندسازی، پایش وضعیت اثر و پاسخگویی نسبت به تصمیمات حفاظتی ایجاد شود، ممکن است صرفاً ساختار اداری را تغییر دهد، بدون آنکه الزاماً کیفیت حفاظت ارتقا یابد.این مسئله در مورد میراث جهانی اهمیت مضاعف دارد. ثبت یک اثر در فهرست میراث جهانی صرفاً اعطای یک عنوان بینالمللی نیست؛ بلکه اثر بر اساس ارزش برجسته جهانی (Outstanding Universal Value) و با اتکا به معیارهای مشخص، شرایط اصالت و/یا یکپارچگی و وجود نظام مناسب حفاظت و مدیریت شناخته میشود. استمرار این ارزشها نیز باید در طول زمان تضمین شود و وضعیت حفاظت و مدیریت اثر بهصورت مستمر مورد پایش قرار گیرد.از همین رو، اگر الگوی هیئتامنایی برای مجموعههای میراث جهانی نیز مورد استفاده قرار گیرد، به نظر میرسد لازم است در کنار هیئت امنا و مدیریت اجرایی، جایگاه روشن و غیرقابل ابهامی برای نظام حفاظت تخصصی اثر تعریف شود؛ نظامی که بتواند درباره ارزشهای میراثی، حدود مداخلات، ظرفیت تحمل تغییر، اصالت و یکپارچگی، پایش و مستندسازی و آثار احتمالی تصمیمات توسعهای بر ارزش برجسته جهانی اظهار نظر تخصصی کند.
این به معنای مخالفت با استقلال مدیریتی یا مشارکت بخشهای غیردولتی نیست؛ برعکس، تجربه حفاظت یکپارچه نشان میدهد که میراث زمانی پایدارتر خواهد بود که میان دستگاههای دولتی، متخصصان، جامعه محلی، نهادهای اقتصادی و سایر ذینفعان ارتباط مؤثر برقرار شود. اما مشارکت و استقلال زمانی در خدمت حفاظت قرار میگیرند که هدف حفاظتی و قواعد تصمیمگیری درباره میراث از ابتدا روشن باشند.
در چنین چارچوبی، هیئت امنا میتواند مسئولیتهایی همچون سیاستگذاری اجرایی، توسعه منابع، برنامهریزی مالی، توسعه خدمات و ایجاد مشارکتهای اجتماعی و اقتصادی را بر عهده گیرد؛ در حالی که دولت همچنان مسئولیت حاکمیتی خود را در قبال حفاظت، نظارت و اجرای تعهدات قانونی و بینالمللی حفظ کند. آنچه اهمیت دارد، نه تمرکز یا عدم تمرکز بهخودیخود، بلکه طراحی رابطه میان اختیار، مسئولیت، تخصص و پاسخگویی است.
همچنین نمیتوان یک الگوی واحد را برای همه انواع میراث تجویز کرد. مدیریت یک موزه، یک مجموعه تاریخی، یک محوطه باستانشناختی یا یک میراث جهانی گسترده و چندلایه، مسائل و الزامات متفاوتی دارد. در میراث جهانی، بهویژه، ساختار مدیریتی باید با ویژگیهای اثر، محدوده و حریم، ارزشهای مورد تأیید در زمان ثبت، نظام حقوقی، برنامه مدیریت و سازوکارهای پایش آن متناسب باشد.
بنابراین، اگر هیئتامنایی شدن اماکن تاریخی را فرصتی برای حکمرانی نوین میراث فرهنگی بدانیم، شاید مهمترین پرسش این نباشد که «چه میزان اختیار به هیئت امنا واگذار شود»، بلکه این باشد که چگونه میتوان اختیار بیشتر را با حفاظت مؤثرتر و پاسخگویی تخصصیتر همراه کرد؟
در نهایت، برای میراث جهانی ایران، هر مدل مدیریتی جدید زمانی میتواند یک تحول واقعی در حکمرانی تلقی شود که استقلال، کارآمدی و مشارکت را در کنار یک اصل بنیادین قرار دهد: حفظ ارزش برجسته جهانی و صیانت از اصالت و یکپارچگی میراثی که نه فقط متعلق به یک دستگاه یا حتی یک کشور، بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت است.
انتهای پیام/
نظر شما